راه و شهرسازی

واگذاری سایپا؛ آزمون بزرگ شفافیت و رقابت در صنعت خودرو

به گزارش فوت و فن ساختمان به نقل از خبرنگار مهر، خصوصی‌سازی شرکت‌های بزرگ صنعتی سال‌هاست به عنوان راهکاری برای افزایش بهره‌وری، ارتقای کیفیت و کاهش بار مالی دولت در ادبیات اقتصادی ایران مطرح شده است. در این میان، واگذاری سایپا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین خودروسازان کشور، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این شرکت که دهه‌ها به صورت نیمه‌دولتی و با نفوذ مدیریتی مستقیم و غیرمستقیم دولت اداره شده، اکنون در مسیر واگذاری به بخش خصوصی قرار گرفته است. این مسیر، در صورتی که با دقت، شفافیت و برنامه‌ریزی همراه نباشد، می‌تواند به تجربه‌ای ناکام و حتی زیان‌بار برای صنعت خودرو و اقتصاد کشور تبدیل شود.

سایپا به عنوان دومین خودروساز بزرگ ایران، سهم قابل توجهی از بازار داخلی را در اختیار دارد و در کنار ایران‌خودرو، عملاً بخش اعظم نیاز مصرف‌کنندگان را تأمین می‌کند. اما این موقعیت انحصاری یا شبه‌انحصاری، در طول سال‌های گذشته مانع رقابت سالم شده و کیفیت، نوآوری و رضایت مشتریان را تحت تأثیر قرار داده است. از این رو، واگذاری این شرکت به بخش خصوصی می‌تواند نقطه آغازی برای تغییر این وضعیت باشد. این واگذاری فرصتی است برای ایجاد تحول در صنعت خودروسازی و پاسخگویی به نیازهای مصرف‌کنندگان با کیفیت و نوآوری بیشتر.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بالقوه واگذاری سایپا، امکان جذب سرمایه‌گذاری جدید در حوزه‌های تولید، تحقیق و توسعه و فناوری‌های روز خودرو است. بخش خصوصی، به ویژه سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، در صورت مشاهده بستر امن و شفاف، تمایل بیشتری به ارائه سرمایه و فناوری خواهند داشت. این سرمایه می‌تواند صرف ارتقای خطوط تولید، استفاده از فناوری‌های نوین، افزایش کیفیت و رقابت‌پذیری محصولات شود. همچنین، کاهش وابستگی سایپا به منابع مالی و مدیریتی دولتی، به معنای افزایش استقلال عملیاتی و تصمیم‌گیری است. این استقلال می‌تواند مسیر توسعه را سریع‌تر و منعطف‌تر سازد، زیرا مدیریت خصوصی معمولاً انگیزه بیشتری برای سودآوری و ارتقای کیفیت دارد و کمتر درگیر تصمیمات غیراقتصادی و مصلحت‌محور می‌شود.

یکی از معیارهای اصلی ارزیابی اقتصادی واگذاری، سنجش نرخ بازگشت سرمایه (ROI) پس از خصوصی‌سازی خواهد بود. در یک محیط رقابتی، انتظار می‌رود که سودآوری ناشی از افزایش بهره‌وری بهبود یابد. انتظار می‌رود که با ورود سرمایه بخش خصوصی، نرخ رشد تکنولوژی شتاب گیرد و منجر به افزایش ROI شود. این امر می‌تواند از طریق نوسازی تجهیزات، بهبود فرآیندهای تولید و استفاده از دانش فنی روز دنیا محقق شود.

از منظر صنعتی، حضور بخش خصوصی در مالکیت و مدیریت سایپا، می‌تواند الگوی جدیدی برای سایر شرکت‌های خودروسازی کشور ایجاد کند. این تغییر ساختار مالکیت نه تنها امکان رقابت جدی با ایران‌خودرو و سایر تولیدکنندگان داخلی را فراهم می‌آورد، بلکه زمینه را برای ورود جدی‌تر برندهای خارجی به بازار داخلی مهیا می‌سازد. رقابت با تولیدکنندگان خارجی، به صورت طبیعی، خودروسازان داخلی را وادار به ارتقای کیفیت و کاهش قیمت تمام‌شده خواهد کرد. در این راستا، هدف باید کاهش ساختار متمرکز فعلی باشد. در حال حاضر، وضعیت رقابتی بازار ایران را می‌توان با مدل دو بازیگر غالب (Duopoly) توصیف کرد که در آن سهم بازار دو شرکت اصلی، یعنی سایپا و ایران‌خودرو، بسیار بزرگ است. خصوصی‌سازی موفق سایپا باید منجر به افزایش تعداد بازیگران و کاهش تمرکز بازار شود.

برای تحقق این اثرات مثبت، باید موانع ساختاری و بوروکراتیک موجود در صنعت خودرو برطرف شود. خصوصی‌سازی بدون اصلاح مقررات و بدون ایجاد فضای کسب‌وکار سالم، تنها تغییر شکلی خواهد بود که ماهیت عملکردی سایپا را تغییر نخواهد داد. این اصلاحات شامل تسهیل واردات قطعات، کاهش تعرفه‌های غیرضروری و حذف مجوزهای دست و پا گیر تولید است. این اقدامات می‌توانند به کاهش هزینه‌های تولید و افزایش رقابت‌پذیری شرکت کمک کنند.

واگذاری سایپا هرچند از نظر تئوری جذاب و سازنده به‌نظر می‌رسد، اما در عمل با چالش‌های بزرگی مواجه است. نخستین چالش، شفافیت در فرآیند واگذاری است. تجربه‌های گذشته نشان داده که نبود شفافیت در مزایده‌ها و مذاکرات، راه را برای شکل‌گیری شبه‌انحصار یا مالکیت‌های صوری باز می‌کند. بنابراین، لازم است اطلاعات کامل درباره خریداران بالقوه، منابع مالی آنها، و برنامه‌هایشان برای آینده سایپا، در دسترس عموم و نهادهای نظارتی قرار گیرد. شفافیت باید شامل مکانیزم‌های نظارت بر ارزش‌گذاری دارایی‌ها باشد. ارزیابی دقیق ارزش بازار واقعی شرکت در مقابل قیمت فروش حیاتی است. اگر قیمت فروش کمتر از ارزش ذاتی باشد، این امر به معنای هدر رفتن منابع ملی است. این امر نیازمند استفاده از روش‌های ارزیابی دقیق و مستقل و نظارت دقیق بر فرآیند مزایده است.

دومین چالش، مقاومت ساختاری و مدیریتی است. تغییر مالکیت به معنای تغییر فرهنگ سازمانی، نظام تصمیم‌گیری و سلسله‌مراتب مدیریتی است. این تغییرات معمولاً با مقاومت از سوی مدیران و کارکنانی مواجه می‌شود که سال‌ها در چارچوب دولتی فعالیت کرده‌اند. برای عبور از این مانع، باید برنامه‌های آموزشی و انگیزشی مناسبی در نظر گرفته شود که کارکنان را به سمت بهره‌وری و نوآوری سوق دهد. این برنامه‌ها می‌توانند شامل آموزش‌های مهارتی، مشوق‌های مالی و فرصت‌های پیشرفت شغلی باشند.

سومین چالش، خطر انتقال مالکیت به شرکت‌ها یا افراد فاقد صلاحیت صنعتی و مدیریتی است. اگر واگذاری بدون ارزیابی دقیق توان و تجربه خریدار انجام شود، امکان دارد سایپا به‌دست مالکان جدیدی بیفتد که هدفی غیر از توسعه صنعتی و ارتقای جایگاه برند دارند. این امر نه‌تنها آینده سایپا، بلکه بازار خودرو ایران را با آسیب جدی روبه‌رو خواهد کرد. سنجش صلاحیت باید شامل سوابق موفقیت در مدیریت شرکت‌های بزرگ، توان مالی بلندمدت و برنامه‌های مشخص برای سرمایه‌گذاری در R&D باشد. این ارزیابی باید توسط یک کمیته مستقل و با استفاده از معیارهای شفاف و قابل اندازه‌گیری انجام شود.

خصوصی‌سازی موفق، نیازمند حضور فعال و مؤثر نهادهای نظارتی است. وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان خصوصی‌سازی، و نهادهای قضایی باید از ابتدا تا انتهای فرآیند واگذاری را به‌صورت دقیق رصد کنند. این نظارت باید شامل اطمینان از تعهدات پس از واگذاری باشد. باید چارچوب‌های قرارداد واگذاری به‌گونه‌ای تنظیم شود که تعهدات مشخصی در قبال میزان تولید سالانه، سطح کیفیت و درصد سرمایه‌گذاری در تکنولوژی برای دوره پنج‌ساله پس از واگذاری تعیین گردد. هرگونه انحراف از این تعهدات باید مشمول جریمه‌های مشخصی شود. علاوه بر آن، باید سازوکارهایی برای ارزیابی عملکرد مالکان جدید در بازه‌های زمانی مشخص تعریف شود. اگر پس از واگذاری، عملکرد سایپا از نظر تولید، کیفیت، صادرات و نوآوری افت کند، امکان اعمال محدودیت یا حتی بازپس‌گیری مالکیت باید وجود داشته باشد.

سیاست‌گذاران باید از تجربه کشورهای دیگر نیز بهره‌مند شوند. بررسی فرآیند خصوصی‌سازی خودروسازان در کشورهایی مانند روسیه، برزیل یا حتی ترکیه، می‌تواند درس‌های ارزشمندی برای ایران داشته باشد. در بسیاری از این کشورها، خصوصی‌سازی با موجی از رقابت، سرمایه‌گذاری تکنولوژیک و افزایش صادرات همراه بوده است. به عنوان مثال، تجربه موفق کره جنوبی در خصوصی‌سازی هیوندای نشان داد که حمایت فنی دولت در کنار مالکیت خصوصی، می‌تواند منجر به تبدیل شدن یک شرکت محلی به بازیگر جهانی شود.

یکی از اهداف اصلی واگذاری سایپا، تحریک رقابت با سایر تولیدکنندگان داخلی و خارجی است. در شرایط کنونی، بازار خودرو ایران به‌شدت تحت تأثیر دو شرکت بزرگ ایران‌خودرو و سایپا قرار دارد و رقابت واقعی تقریباً وجود ندارد. اگر سایپا به یک بخش خصوصی توانمند واگذار شود، این انحصار می‌تواند شکسته شده و حتی جایگاه ایران در بازارهای منطقه‌ای ارتقا یابد. هدف بلندمدت، دستیابی به یک ساختار بازار رقابتی است که در آن، سودآوری از طریق کاهش هزینه‌های تولید و افزایش ارزش افزوده حاصل شود.

خریداران خارجی نیز ممکن است به این واگذاری علاقه‌مند شوند. مشارکت با شرکت‌های خارجی نه‌تنها ورود فناوری را تسهیل می‌کند، بلکه امکان حضور برند ایرانی در بازارهای جهانی را افزایش می‌دهد. با این حال، این مشارکت باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که استقلال صنعتی کشور حفظ گردد. این بدان معناست که انتقال مالکیت نباید به معنای واگذاری کامل حق مالکیت معنوی محصولات یا فناوری‌های کلیدی به طرف خارجی باشد. باید توازن ظریفی بین جذب سرمایه خارجی و حفظ زیرساخت‌های دانش‌بنیان داخلی برقرار شود.

واگذاری سایپا، آزمونی برای سنجش اراده دولت در اجرای واقعی سیاست‌های خصوصی‌سازی است. اگر این فرآیند با شفافیت، نظارت و انتخاب خریداران متخصص و توانمند همراه باشد، می‌توان امید داشت که سایپا از یک کارخانه نیمه‌دولتی با چالش‌های مزمن، به یک برند رقابتی با ظرفیت صادراتی تبدیل شود. اما در صورت تکرار اشتباهات گذشته، این واگذاری نه‌تنها به نفع صنعت خودرو نخواهد بود، بلکه می‌تواند آن را بیش از پیش در انحصار و ناکارآمدی فرو ببرد.

مطالبه اصلی از نهادهای مسئول این است که این‌بار، خصوصی‌سازی را نه به‌عنوان یک اقدام نمادین، بلکه به‌عنوان یک راهبرد ملی با هدف ارتقای جایگاه ایران در صنعت خودرو جهانی اجرا کنند؛ راهبردی که تحقق آن به تصمیمات درست امروز وابسته است و آثارش بر آینده صنعتی کشور ماندگار خواهد بود. این امر مستلزم آن است که منافع کوتاه‌مدت فروش سهام، فدای منافع بلندمدت توسعه صنعتی کشور نشود.

منبع: خبرنگار مهر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا